نی ....

نی را به من بسپار و « تو » بخوان !
که « آواز » سایه ای دلپذیر است .
آنگاه که خیالات رنگ باخته و محو می شوند
تنها صدای ناله نی است که می ماند . . . . . .
**********************************************
هیچ کس اولین عشق خود را از یاد نمی برد
و همواره خاطره آن ساعت های غریب را مرور می کند .
خاطراتی که تا ژرفای درونش نفوذ کرده
و با همه تلخی های مرموزش او را شاد و خوشحال می کند .

و در ادامه .....

دریا باش و دریایی ولی چون آفتاب بر همگان بتاب
دیگران را از وجودت بی نصیب مگذار .
بگذار دیگران از گرمای وجودت بهره مند شوند
و
از تو چون ماه که از خورشید نور می گیرد ، نور بگیرند .
بنویس ؛ بنویس ؛ بنویس
غریبانه شکستم ، من اینجا تک و تنها


