تبليغاتX
من هم مثل تو هستم
خوبرویان جهان رحم ندارد دلشان # سنگی اندر گلشان بود همان شد دلشان



قاصدک

 

قاصدك ! هان ، چه خبر آوردي ؟

از كجا وز كه خبر آوردي ؟

 خوش خبر باشي ، اما ،‌اما

گرد بام و در من 

 بي ثمر مي گردي

انتظار خبري نيست مرا 

 نه ز ياري نه ز ديار و دياري باري

برو آنجا كه بود چشمي و گوشي با كس 

 برو آنجا كه تو را منتظرند
 

قاصدك
در دل من همه كورند و كرند 
 

دست بردار ازين در وطن خويش غريب 

 قاصد تجربه هاي همه تلخ 

 با دلم مي گويد 

 كه دروغي تو ، دروغ 

 كه فريبي تو. ، فريب 

 قاصدك! هان ، ولي ... آخر ... اي واي 

 راستي آيا رفتي با باد ؟

با توام ، آي! كجا رفتي ؟ آي

راستي آيا جايي خبري هست هنوز ؟

مانده خاكستر گرمي ، جايي ؟

 در اجاقي طمع شعله نمي بندم خردك شرري هست هنوز ؟

 قاصدك
ابرهاي همه عالم شب و روز
 در دلم مي گريند

قاصدک ......!!!!

 


موضوع :
| +| نوشته شده در شنبه 1385/07/15 و ساعت 0:30 توسط کسی مثل تو |