تبليغاتX
من هم مثل تو هستم
خوبرویان جهان رحم ندارد دلشان # سنگی اندر گلشان بود همان شد دلشان



مرا در سینه پنهان کن ........

 

مرا در سینه پنهان کن

رهم ده در دل پر مهر و احساست

مرا مگذار تنها ای دلیل راه امیدم

بهشتم آسمانم شعر جاویدم

مرا مگذار تا زنجیری زندان غم باشم

برایت قصه ها خوانم            به پایت شعرها ریزم

مرا بگذار تا مستانه در پای تو آویزم

مرا در دیده پنهان کن

که شبها تا سحر رویای آن چشم سیه گردم

مرا مگذار تا دور از تو ای هستی تبه گردم

ز پایم بند دل مگشا

مرا بگذار تا کاخی برایت از وفا سازم

ترا از آرزوهایت جدا سازم

بیا با من بیا تا در میان موج دریاها

میان گردباد سخت صحراها

کنار برکه های غرق نیلوفر

تهی از یاد فرداها

زجام چشمهای تو می ناب نگه نوشم

منم آن مرغک وحشی        قفس مگشا

ز پایم بند دل را برمدار ای آشنای من

مرا بگذار تا عمری اسیر آرزو باشم

سراپا گفتگو باشم

شه من شهرزاد قصه گو باشم

مران از سینه یادم را

مرا از کف مده آسان

مرا از کف مده آسان

 


موضوع :
| +| نوشته شده در چهارشنبه 1385/06/01 و ساعت 0:0 توسط کسی مثل تو |